تا وقتی داخل شهرستان بودم از کمبود یا بهتر بگم نبود امکانات شاکی دادگاه خدا بودم دل را زدم به دریا آمدم به شهرهای دیگر کار پیدا کنم چون تحصیلاتم به درد نخورد هر چند لیسانس های مثل من بسیار بودند و بیکار.سنم بالا می رفت کسی هم دختر به بیکار باسواد نمیداد چون ارزشها تغییر کرده احترامت می کنند به اندازه ای که ماشین و خانه و سرمایه ات می ارزد.حال پول دارم ،کار دارم ،ازدواج کرده ام اما هنوز شهرستان همان هست و تغییر نکرده است هرچند شاکی ام از شهرم اما می خواهم باز گردم و درآمدم را در شهر خودم خرج کنم آنجا نفس بکشم من یک گرمیلی ام........